بررسی ارتباط فرسودگی شغلی و سلامت روان در کارکنان زن دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد مشاوره وراهنمایی

2 دانشجوی دکترا روانشناسی تربیتی

چکیده

زمینه و هدف: فرسودگی شغلی سندرم روانی متشکل از خستگی عاطفی، مسخ شخصیت واکنش منفی و عاری از احساسات نسبت به ارباب رجوع و کاهش احساس کفایت می باشد که نگرش منفی نسبت به خود، شغل و دیگران ایجاد کرده و سلامت عمومی فرد را به خطر می اندازد. هدف تحقیق حاضر بررسی ارتباط بین فرسودگی شغلی و سلامت عمومی کارکنان زن دانشگاه آزاد اسلامی رودهن می باشد.
روش بررسی: جمعیت مورد مطالعه در این پژوهش مقطعی توصیفی – تحلیلی 120 نفر از کارکنان زن دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن با حداقل مدرک دیپلم بودند. نمونه گیری ها به صورت چندمرحله ای احتمالی صورت پذیرفت. بود. ابزار گردآوری داده ها شامل : پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی در مورد سن، سطح تحصیلات، سابقه کار، پست سازمانی و وضعیت سرپرستی خانوار بودن؛ پرسشنامه فرسودگی شغلی ماسلاچ  ( MBI) که این پرسشنامه که از 22 گزاره جداگانه تشکیل شده است و سه جنبه فرسودگی شغلی :(خستگی عاطفی، مسخ شخصیت واحساس کفایت شخصی) را می سنجد. پرسشنامه بر اساس مقیاس هفت درجه ای لیکرت تنظیم شده و با مقیاس 0 تا 6 نمره گذاری شده است و پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) که دارای 28 سؤال می باشد و به بررسی سلامت عمومی فرد در زیر مقیاسهای سلامت جسمانی، اضطراب، اختلال در کارکردهای اجتماعی و افسردگی می پردازد که با مقیاس صفر تا 3 نمره گذاری شده است. که توسط پرسشگران بین نمونه مورد مطالعه، توزیع و پس از تکمیل جمع آوری گردید .
یافته ها: اطلاعات بدست آمده نشان می دهد که بین فرسودگی شغلی با سلامت روان در سطح 01/0 رابطه منفی و معنی‌داری وجود دارد؛ بعبارتی دیگر، افراد دارای فرسودگی شغلی بالاتر، سلامت روان کمتری دارند. ضریب همبستگی بین ابعاد فرسودگی شغلی با سن، سابقه کار در سطح 1% رابطه منفی و معنی‌داری وجود دارد؛. بر اساس نتایج ، با افزایش سطح تحصیلات کارکنان، فرسودگی شغلی نیز افزایش می یابد. همچنین سرپرست بودن خانوار در بعد مسخ شخصیت و فرسودگی شغلی رابطه منفی و معنی داری را در سطح 5% نشان می دهد. در مورد زیرمقیاس های نشانه های جسمانی، اضطراب و اختلالات خواب و همچنین سلامت روان نیز تفاوت های معنی داری بین دو گروه زنان کارمند کمتر از 50 سال و بیشتر از آن وجود دارد. نتایج حاکی از آن است که پست سازمانی کارکنان تاثیری بر ابعاد فرسودگی شغلی آنها ندارد.
نتیجه گیری: با توجه به محرز شدن رابطه بین فرسودگی شغلی با سلامت عمومی لازم است مدیران سازمان برنامه هایی را برای بهبود و ارتقای انگیزه، رضایت شغلی، احساس خودکارآمدی و روابط انسانی به اجرا درآورند.

کلیدواژه‌ها